سفارش تبلیغ
صبا ویژن

شعر رضوان

 

بهترین روز جهان 

میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)-17 ربیع الاول

بهترین روزِ جهان، گویی رسیده این زمان

چون یقین آمد به دنیا، از پسِ ظنّ و گمان

طاقِ کسرا تا تَرَک خورده، به یُمنِ مَقدَمش

تَرکِ یادش کِی شود، بر قلبِ هر پیر و جوان

خاتمی آمد زِ بعدِ یکصدو، بیست چهار هزار

آن که امّیدِ دلِ ما و، دلِ پیغمبران

چون که آمد، شد بهاری، هر طرف شد لاله گون

ظلمتِ غم را سر آمد، ظلمِ ظالم شد خزان

تا که شمسِ طلعتش، تابیده امشب در سما

آتشِ آتشکده خاموش و، روشن شد جهان

عالَمی در انتظارِ، دیدنِ رویِ مَهَش

ما همه جسمیم وگویی، آمده روح و روان

کارِ او عَبدُالَّهیُ و، در طیّ روز و شبان

ما که قربانی شویم، آن را که سلطان و شبان

آیه آمد که خدا و، هر فرشته روز و شب

می فرستندش درود و، تحنیت در هر زمان

پس روا باشد خلایق، تا که نامش بشنوند

یک صَلَوات سر دهند، از عمقِ جانِ خود عیان

نامِ زیبایِ محمَّد(ص)، زندگی بخش همه

صبح و ظهر و عصر و، شام و مغرب آید در اذان

ای خداوندا، کریما، عیدی ما شیعیان

آفِتابِ ما برآید، مهدیِ صاحب زمان(عج)

چشمِ ما هم آرزو، دارد ببیند حجّتی

چون یقین ما محقّق، می شود از جمکران

ما چرا باید که تاوانِ، بدی ها پس دهیم

خاکِ ما باشد گواهِ، انتظارِ بی امان

ای خداوندا به حقِّ، مسلمینِ بی گناه

حاجتِ ما را روا کن، مهدیِ (عج)ما را رسان

یادآورانِ حسرت

ولادت -  17 ربیع الاول -  21/4/ 1377

مبهوتِ آن نگاهم ، آخر دلم ربودی

با خند? ملیحت، راهِ وفا گشودی

تاریکیِ شبانه، کردی دلم نشانه

ساقی به یک فسانه، شعرِ خدا سرودی

من با خدا غریبم، از شعله بی نصیبم

جانا سرت سلامت، آن دم که رخ نمودی

ای نامِ پاکِ صادق، ای با دلم موافق

با حکمِ حق مطابق، آخر چرا غنودی؟

آیا بُوَد توانم، بر عشق تو بمانم؟

من باغ پُر خزانم، ای حالتِ شهودی

بر آرزو رسیده، با اشکِ گرمِ دیده

اندر بقیعِ یادت، شاید کنم سجودی

ای خاطراتِ غربت، یادآورانِ حسرت

با قامتِ کمانم، خواهم شَوَم عمودی

با شعل? غریبان، چون کربلا بسوزم

تا تربتِ غریبت، خوشبو کنم چو عودی